رابطه کاندیدا ها با خانومهاشون فکر میکنم یکی از اساسی ترین نقاط تمایز اونها باشه
خانم آقای رضایی در پس زمینه قرار داره با حجاب کامل اسلامی و نصف صورتش پیداست
کروبی نسبتن متمدن تره. خانمش کنارش نشسته و اگه عینک را هم جزء صورت حساب کنیم؟! کل صورتش پیداست
میر حسین پاشو تا نزدیکیهای خط قرمز هم اورده! خانم رهنورد هم علاوه بر اینکه صورتش کامل مشخصه، لباس و روسری رنگی هم پوشیده
ممکنه فکر کنید احمدی نژاد در این رده بندی باید قبل از رضایی قرار بگیره ولی به نظر من احمدی نژاد از خط قرمز هم رد شده! درسته که فقط دماغ زنش پیداست و وارد فعالیت های انتخاباتی هم نشده ولی مساله اینجاست که احمدی نژاد با زن یه آقای دیگه وارد انتخابات شده! حالا این که اون زنه کینه بماند.
از این اختلافات اساسی که بگذریم در بقیه مسائل پیش پا افتاده مثل: رابطه رئیس جمهور با رهبر، رابطه با امریکا و اسرائیل، مسائل فلسطین، حقوق بشر و . . . . بین کاندیداها اختلاف چندانی وجود نداره. این نشون میده که چقدر این انتخابات آزاد و رقابتیه
وبلاگ اورمو نیوز مینویسد: "در حرکت اعتراضی تعجب آوری که همه مردم را شوکه کرد وقتی اتومبیل رئیس
جمهور در میدان ولایت فقیه به سوی خیابان امام حرکت می کرد و احمدی نژاد
از اتومبیل روباز به سوی مردم دست تکان می داد از مقابل موسسه مالی مهر (
واقع در میدان ولایت فقیه – مرکز) لنگه کفشی به سوی احمدی نژاد پرتاب شد.
مأموران به سوی مردم هجوم بردند ولی علیرغم جستجوی فراوان موفق به دستگیری
کسی نشدند و بعد از اندکی فرد دیگری نیز در اول خیابان امام کلاه سیاه
رنگی به سوی احمدی نژاد پرتاب کرد."
بر اساس استدلال استقرایی میشه این نظریه را ارائه داد که:
همه جا سیاستمدار هست و هر سیاستمداری هم مخالفانی داره و مخالفان هم مطمئنن کفش دارن! سیاستمداری که از پرتاب کفش به طرف یه سیاستمدار دیگه حمایت میکنه باید دیر یا زود منتظر برخود کفش با ملاجش باشه!
بالاخره بعد از ۸-۹ ماه شر این خدمت نا مقدس سربازی از سرم کم شد. نمیدونم باید خوشحال باشم ییا ناراحت. از یک طرف از اون محیط بسته و چندش آور خارج شدم و از طرف دیگه پا به ابتدای مسیری گذاشتم که آخرش خیلی خیلی برام گنگ و مبهمه. به هر حال اینطور پایان ها و آغازها توی زنگی هر کسی وجود داره و ناگزیر باهاشون روبرو میشیم.
بعد از این وقفه ی طولانی شاید دوباره وبلاگ را راه بندازم. این وبلاگ بیشتر از اونکه مخاطب عام داشته باشه توسط دوستان و همشهری هام خونده میشه. کسانی که منو از نزدیک میشناسن. نوشتن مطالبی که تو این شرایط برام ایجاد مشکل نکنه سخته. از طرفی سعی دارم کپی پیست را هم ترک کنم. با این اوصاف خودمم هم نمیدونم که میتونم وبلاگ را به روز نگه دارم یا نه.
بیانیه جمعی از وبلاگنویسان در اعتراض به موج اخیر سانسور در نت
در ادامه روند تحدید آزادی بیان و آزادی عرصه اطلاعرسانی در کشور، متاسفانه در هفتههای اخیر شاهد آن بودیم که موج جدیدی از فیلترینگ، دامان وبلاگهای سیاسی و اجتماعی به خصوص وبلاگهای فعال در حوزه زنان که دارای خط مشی منتقدانه و اصلاحطلب هستند را گرفته است و کمتر روزیست که وبلاگی جدید به جرم مخالفت با گفتمان حاکم به محاق فیلتر فرو نرود.
این در شرایطی است که وبلاگهای طرفدار دولت نهم و گفتمان حاکم به راحتی و با آزادی هرچه تمامتر به اشاعه و نشر دیدگاههای خود که غالبا متضمن تهمت و افتراهای متعدد به نیروهای سیاسی و اجتماعی تحولخواه و دموکراسیطلب است، مشغولند.
بیشک، فیلترینگ وبلاگها و سایتهای شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،اعلامیه جهانی حقوق بشر (که دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام کند.
ما جمعی از وبلاگنویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران که با روی کار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام کرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگهای فیلتر شده در سالهای اخیر هستیم.
برای امضا به آدرس زیر بروید: http://booyekhak.blogfa.com/post-406.aspx
این عکس به هیچ وجه تزیینی نسیت! اسم وبلاگم را درچه گذاشتم، امیدوارم یه روزی شهر خوبی بشه الان که تعریفی نداره! - - - - - - - مطالب وبلاگ اکثراً کپی هستند (با عرض شرمندگی) - منبع هر کدوم را که بدونم حتماً مینویسم - - - - - - - از دوستان هم رشته ای که در تکمیل لینکستان متالورژی کمک کنند ممنون خواهم بود